ترجمه "chasseur" به فارسی

شکارچی, جنگنده, شكارچی بهترین ترجمه های "chasseur" به فارسی هستند.

chasseur noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکارچی

    noun

    Le gibier n'attend pas le chasseur.

    شکار در انتظار شکارچی نمی ماند.

  • جنگنده

    noun masculine

    Mais des chasseurs monoplaces pourraient sans doute percer les défenses extérieures.

    ولی یک جنگنده کوچک و تکنفره قادره از سپر دفاعی بیرونی اون عبور کنه.

  • شكارچی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chasseur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chasseur"

عباراتی شبیه به "chasseur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chasseur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه