ترجمه "chasser" به فارسی

شکار کردن, صید کردن, کشتن بهترین ترجمه های "chasser" به فارسی هستند.

chasser verb دستور زبان

Poursuivre une proie et (habituellement) la tuer. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکار کردن

    verb

    Je chasse dans cette forêt depuis que je suis un homme.

    من از زماني که بالغ شدم ، تو اين جنگل شکار کردم.

  • صید کردن

  • کشتن

    verb

    Les gens qui se sont spécialisés dans la chasse aux animaux

    مردمی که در کشتن جانوران ورزیده شده بودند،

  • ترجمه های کمتر

    • برطرف کردن
    • به جلو راندن
    • راندن واخراج کردن
    • مجبور ساختن
    • وادار کردن
    • یوختن
    • یوزیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chasser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chasser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chasser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه