ترجمه "cigogne" به فارسی

لک لک, لکلک, لکلکها بهترین ترجمه های "cigogne" به فارسی هستند.

cigogne noun feminine دستور زبان

Grand échassier avec de longues pattes et un long bec de la famille des Ciconiidae.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • لک لک

    noun

    Je vous dis qu'une cigogne a laissé tomber un bébé dans un lange.

    من بهت مي گم يه لک لک بچه رو از آسمون آورده

  • لکلک

    noun
  • لکلکها

    Migratrice des pays bibliques, la cigogne, et particulièrement la cigogne blanche, était bien connue des Israélites.

    مشاهدهٔ مهاجرت لکلکها بویژه نوع سفید آن از فراز سرزمین اسرائیل برای اسرائیلیان منظرهای آشنا بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cigogne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cigogne"

عباراتی شبیه به "cigogne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cigogne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه