ترجمه "cil" به فارسی

مژه, تازیانه, تسمه بهترین ترجمه های "cil" به فارسی هستند.

cil noun masculine دستور زبان

Poil qui pousse sur la paupière, autour des yeux. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مژه

    noun

    poil de la paupière humaine [..]

    Les cils et l'élimination du mucus sont également impliqués dans de terribles maladies comme la fibrose kystique.

    مژه ها و تمیزی مخاط ها در بیماریهای مهلکی همانند فیبروسیس سیستیک نیز نقش بازی می کنند.

  • تازیانه

    noun masculine
  • تسمه

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • جلبک
    • شلاق
    • موی بافته
    • مژگان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cil
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازیانه

    noun
  • تسمه

    noun
  • شلاق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مژه
    • مژگان

تصاویر با "cil"

عباراتی شبیه به "cil" با ترجمه به فارسی

  • تازیانه · تسمه · شلاق · مژه · مژگان
اضافه کردن

ترجمه های "cil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه