ترجمه "client" به فارسی

مشتری, ارباب رجوع, خریدار بهترین ترجمه های "client" به فارسی هستند.

client noun masculine دستور زبان

Application ou système qui accède à travers un réseau à un service distant sur un autre système informatique appelé serveur. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتری

    noun

    Dans le commerce du sexe, le client est appelé un « John ».

    در تجارت جنسی، از جان به عنوان مشتری یاد میشود.

  • ارباب رجوع

    noun masculine

    Hatcher mène le jeu avec les clients. C'est lui qui gère le business.

    ولی " هچر " توی قسمت پشتیبانی ـه برخورد با ارباب رجوع

  • خریدار

    noun masculine

    personne ou entité qui prend la décision d'acheter un bien ou service

    Tu as le nom du client?

    اسم خریدار رو داری ؟

  • ترجمه های کمتر

    • کارخواه
    • خريدار
    • سرویس گیرنده
    • موکل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " client " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "client"

عباراتی شبیه به "client" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "client" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه