ترجمه "collectif" به فارسی
گروهی, اشتراکی بهترین ترجمه های "collectif" به فارسی هستند.
collectif
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
گروهی
adjectiveLe jeu a des règles, spécialement quand c'est un jeu collectif.
بازی قانون داره، بویژه وقتی که گروهی باشه.
-
اشتراکی
groupe de personnes
Ainsi nous ouvrons un spectre entre le collectif et l'individuel.
بنابراین ما طیفی بین عرصه اشتراکی و خصوصی ایجاد کردیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collectif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collectif" با ترجمه به فارسی
-
ورزش تیمی
-
اموال عمومی
-
هیستری جمعی
-
آذوقهرسانی · خدمات غذایی
-
شرکت تضامني · شرکت تضامنی
-
زمين مشاع · كلخوز · مزرعه اشتراکی · کشاورزی اشتراکی
-
تحرك اجتماعي · رفتار اجتماعی · رفتار بازي · رفتار جمعي · رفتار جمعی · رفتار گروهي · چيرگي جانوران
-
آگاهی جمعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن