ترجمه "collection" به فارسی
مجموعهها, کلکسیون, بايگانيها بهترین ترجمه های "collection" به فارسی هستند.
collection
noun
feminine
دستور زبان
Méthode pour grouper les sens (defined meanings) d'une source ou d'un contexte particulier. [..]
-
مجموعهها
Donc, dans ce mur, le mur des collections,
روی این دیوار، دیوار مجموعهها،
-
کلکسیون
Après des années de travail, la collection de disques devient la biographie du collectionneur.
بعد از چندین سال انجام این کار، کلکسیون یک مجموعهدار موسیقی به خودنگاره او تبدیل میشود.
-
بايگانيها
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- تجمع
- تراکم
- جمع اوری
- متنوعات
- مجموعه
- مختصر
- موزهها
- وصول
- کلکسیونها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collection" با ترجمه به فارسی
-
بانكهاي پلاسم زایشی · مجموعههای پلاسم زایشی
-
بانكهاي پلاسم زایشی · مجموعههای پلاسم زایشی
-
مجموعههای جانوری · کلکسیونهای جانوری
-
مجموعههای گیاهی · کلکسیونهای گياهي
-
کلکسیون شخصی
-
کلکسیون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن