ترجمه "collier" به فارسی
گردن بند, گردنبند, توقیف بهترین ترجمه های "collier" به فارسی هستند.
collier
noun
masculine
دستور زبان
Chaine ornementale autour du cou [..]
-
گردن بند
nounBijou qui se porte autour du cou.
Le collier en or, l'an dernier.
مثل اون گردن بند طلايي که پارسال بهش دادم
-
گردنبند
bijou
On ne verra jamais la fin de ce foutu collier.
انگار هيچوقت قرار نيست از شر اون گردنبند کوفتي خلاص بشم.
-
توقیف
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "collier"
عباراتی شبیه به "collier" با ترجمه به فارسی
-
سلیم کوچک
-
مرغ حق طوقی
-
پرزبان گردنسرخ
-
مارحلقه دار
-
گراز بدبوی یقهدار
-
مرغ باران طوقی
-
اردک طوقی
-
زاغ درختی سرپوشدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن