ترجمه "colline" به فارسی
تپه, تپهها, kuh بهترین ترجمه های "colline" به فارسی هستند.
colline
noun
feminine
دستور زبان
Petite élévation de terrain [..]
-
تپه
nounrelief généralement modéré et relativement peu étendu [..]
Pour affronter ceux de Rome, sur la colline.
براي روبرو شدن با رومي هاي بالا تپه!
-
تپهها
Plus tard, David et ses hommes se cachèrent dans les collines.
سپس داوود و افرادش در تپهها پنهان میشوند.
-
kuh
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- pagórek
- wzgórze
- تپه کوچک
- درههاي مرتفع
- زمینهای مرتفع
- فراوان
- كوهها
- كوهپايهها
- نواحي كوهستاني
- نواحي مرتفع
- نوک تپه
- پرندک
- پشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "colline"
عباراتی شبیه به "colline" با ترجمه به فارسی
-
زمین شیبدار
-
خاکهای تپهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن