ترجمه "commander" به فارسی

فرمودن, اداره کردن, تجویز کردن بهترین ترجمه های "commander" به فارسی هستند.

commander verb دستور زبان

Ordonner, enjoindre quelque chose à quelqu’un. ''(Sens général).'' [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمودن

    verb
  • اداره کردن

    verb masculine
  • تجویز کردن

    verb masculine
  • ترجمه های کمتر

    • سفارش دادن
    • نسخه نوشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commander " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commander" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "commander" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه