ترجمه "compter" به فارسی

شمردن, shomardan, شرط بستن بهترین ترجمه های "compter" به فارسی هستند.

compter verb دستور زبان

Tenir le compte de. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمردن

    Verb verb

    Je comptais les jours jusqu'à ce que je réalise que c'était inutile.

    روزها رو مي شمردم تا اينکه شمردن به نظر بي فايده مي رسيد.

  • shomardan

    verb
  • شرط بستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • شمار
    • شمارش
    • محاسبه کردن
    • منوط بودن
    • مهم بودن
    • وابسته بودن
    • پیش بینی کردن
    • کنت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "compter"

عباراتی شبیه به "compter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "compter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه