ترجمه "compteur" به فارسی
اندازهگیر, سنجه, شمارشگر بهترین ترجمه های "compteur" به فارسی هستند.
compteur
noun
masculine
دستور زبان
Instrument pour compter
-
اندازهگیر
noun -
سنجه
noun -
شمارشگر
noun masculineEt si mon compteur Geiger est allumé, c'est parce que j'ai un cancer de la prostate.
و شمارشگر گایگر شما تحریک میشه چونکه من سرطان پروستات دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compteur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Compteur
-
شمارنده
دستگاهی که تعداد رخدادهای یک حادثه و یا پردازش را می شمارد
On apprend le compteur de boucles en la répétant quatre fois.
و شما با تکرار چهار مرتبه آن ، حلقه های "شمارنده" را یاد می گیرید.
تصاویر با "compteur"
عباراتی شبیه به "compteur" با ترجمه به فارسی
-
چرتکه
-
شمارنده برنامه
-
شمارشگر گایگر
-
شمارشگر گایگر
-
چرتكه
-
کنتور
-
کنتور هوشمند
-
کنتور آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن