ترجمه "conscience" به فارسی
وجدان, خودآگاهی, ضمير بهترین ترجمه های "conscience" به فارسی هستند.
conscience
noun
feminine
دستور زبان
État d'être conscient ou de se rendre compte. [..]
-
وجدان
noun feminineUne conscience pure est un signe indubitable de mauvaise mémoire.
وجدان راحت نشانهٔ آشکار کم حافظگی است.
-
خودآگاهی
ماهیت ذهن
La faculté d’envisager l’avenir est une autre facette de la conscience humaine.
جنبهٔ دیگر خودآگاهی انسانها، توانایی آنها برای بررسی آینده است.
-
ضمير
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- هشیاری
- آگاهی
- اطلاع
- اگاهي
- اگاهی
- باطن
- خبر
- ضمیر
- هوشیاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conscience " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Conscience
-
وجدان
nounUne conscience pure est un signe indubitable de mauvaise mémoire.
وجدان راحت نشانهٔ آشکار کم حافظگی است.
عباراتی شبیه به "conscience" با ترجمه به فارسی
-
تقصیر · گناه
-
ناهشیاری
-
سیال ذهن
-
آگاهی جمعی
-
حضور در لحظه
-
آگاهی اجتماعی · هشیاری اجتماعی
-
مسئله دشوار خودآگاهی
-
تاریخ و آگاهی طبقاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن