ترجمه "conservatrice" به فارسی
متصدی, نگهبان, کتابدار بهترین ترجمه های "conservatrice" به فارسی هستند.
conservatrice
noun
feminine
دستور زبان
-
متصدی
noun feminine -
نگهبان
noun feminineVous êtes ici, Dr Warren, en tant que conservateur du Musée Thorn.
تو اينجايي دکتر وارن چون نگهبان موزه ثورني
-
کتابدار
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conservatrice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conservatrice" با ترجمه به فارسی
-
حافظ · متصدی · متولی · محافظ · محافظهکار · نگهبان · کاپوت · کتابدار
-
حزب محافظهکار · حزب محافظهکار نیکاراگوآ
-
مواد نگهدارنده
-
متصدی · نمایشگاهگردان · نگهبان · کتابدار
-
حفاظت از پلاسم زاینده · زادگيري حفاظتي
-
مواد نگهدارنده
-
متصدی · نگهبان · کتابدار
-
مواد نگهدارنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن