ترجمه "contingent" به فارسی
تخصیص, سهم, سهمیه بهترین ترجمه های "contingent" به فارسی هستند.
contingent
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
تخصیص
noun masculine -
سهم
noun masculine -
سهمیه
noun masculine -
پخش
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contingent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contingent" با ترجمه به فارسی
-
سهمیههای وارداتی
-
ارزشيابی مشروط · ارزشگذاری
-
ارزشيابی مشروط
-
سهمیهبندی تولید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن