ترجمه "continu" به فارسی

مداوم, پیوسته, استمراری بهترین ترجمه های "continu" به فارسی هستند.

continu adjective noun masculine دستور زبان

Sans interruption.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مداوم

    adjective masculine

    Et c'est sans compter la douleur physique continue et le sentiment d'isolement.

    این علاوه بر درد مداوم جسمی و تجربه احساس انزواست.

  • پیوسته

    adjective masculine

    Ainsi, une période de plus de 40 années d'emploi continu dans différentes entreprises, grandes et petites, était terminée.

    خوب، بیش از ۴۰ سال اشتغال پیوسته در انواع شرکتهای خرد و کلان به پایان رسیده بود.

  • استمراری

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بیوقفه
    • دائمی
    • متوالی
    • مستمر
    • همیشگی
    • پیوستگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " continu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "continu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "continu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه