ترجمه "contraste" به فارسی
کنتراست, سرحد, کنتراست بهترین ترجمه های "contraste" به فارسی هستند.
contraste
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
کنتراست
Le produit de contraste entre dans le quatrième ventricule.
مواد ويژه کنتراست داره وارد چهارمين بخش مغز ميشه
-
سرحد
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contraste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Contraste
-
کنتراست
Le produit de contraste entre dans le quatrième ventricule.
مواد ويژه کنتراست داره وارد چهارمين بخش مغز ميشه
عباراتی شبیه به "contraste" با ترجمه به فارسی
-
سرحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن