ترجمه "contrat" به فارسی
قرارداد, قراردادها, پیمان بهترین ترجمه های "contrat" به فارسی هستند.
contrat
noun
masculine
دستور زبان
-
قرارداد
nouncoordonne et régule le comportement social par un engagement mutuel. Il est volontairement entre deux (ou plus) Parties close
On ne signe pas son licenciement avec son contrat.
تو نمي توني فُرم اخراج و قرارداد رو باهم امضا کني.
-
قراردادها
Ralph avançait l'argent des contrats contre 25% de la société.
رالف پول تضمين قراردادها رو در ازاي 25درصد سهم شرکت ميداد
-
پیمان
noun masculineLa Coupe établit un contrat irrécusable.
جام آتش یک پیمان جادویی الزامی ایجاد می کنه
-
ترجمه های کمتر
- qerârdâd
- عهد
- عهد نامه
- معاهده
- موافقت
- پیشنهاد رسمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contrat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contrat" با ترجمه به فارسی
-
شرایط مجوز
-
توافقنامههای دستمزد · قراردادهای کار
-
قرارداد آتی
-
ودیعه
-
نظریه قرارداد
-
زراعت قراردادی
-
سپردن اختیارات تام · وکالت نامه
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
اضافه کردن مثال
اضافه کردن