ترجمه "contrepoint" به فارسی
نقطه مقابل, کنترپوان بهترین ترجمه های "contrepoint" به فارسی هستند.
contrepoint
noun
masculine
دستور زبان
-
نقطه مقابل
noun masculineJe pense que la frugalité est le parfait contrepoint de l’époque dans laquelle nous vivons.
به نظرم، صرفهجویی کاملاً، نقطه مقابل شیوه زندگی امروزی ماست.
-
کنترپوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contrepoint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contrepoint" با ترجمه به فارسی
-
کنترپوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن