ترجمه "cornée" به فارسی
قرنیه, قرنيه, شبكيه بهترین ترجمه های "cornée" به فارسی هستند.
cornée
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
قرنیه
nounpartie de l’œil
Notez la décoloration du blanc des yeux, les anneaux de graisse de la cornée.
تغییر رنگ سفیدی چشمم رو ندیدی وگرنه متوجه حلقه های چربی دور قرنیه میشدی
-
قرنيه
Oh, c'est un obscurcissement gris de la cornée.
اين مربوط به توده ي خاکستريِ قرنيه ست
-
شبكيه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- عدسيهاي چشم
- مردمك
- ملتحمه
- پلك سوم
- پلكها
- چشمها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cornée " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cornée" با ترجمه به فارسی
-
بوق · سرو · شاخ · شاخها · شیپور · صدای شیپور · مرحله قاطع · نقطه برگشت · نقطه تحول · گزنه
-
گاوماهی کندویی
-
ذرت دانهای
-
شاخ شیطان
-
شاخ آفریقا
-
شاخ آفریقا
-
شاخ · شاخ نعمت
-
شاخ طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن