ترجمه "corporel" به فارسی
بدنی, جسمانی, جسمی بهترین ترجمه های "corporel" به فارسی هستند.
corporel
adjective
masculine
دستور زبان
-
بدنی
adjectiveUne fonctionnalité corporelle, une morphologie et un sang-froid affectif.
قابلیت های بدنی و ظاهری و کنترل شخصی موثر.
-
جسمانی
adjective -
جسمی
adjectiveNous savons aussi que le virus se transmet entre humains par contact avec des fluides corporels contaminés.
بعد می دانیم که ویروس از شخصی به شخص از طریق مایعات جسمی آلوده منتقل ی شود.
-
ترجمه های کمتر
- دارای ماده
- عملا
- واقعا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corporel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corporel" با ترجمه به فارسی
-
آب بدن
-
دارایی ثابت
-
اندازه بدن · اندازههای بدن · ضخامت چين پوستی · ناحيه سطحي بدن
-
دمای بدن انسان
-
اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
-
تون بدن · وزن بدن · وزن زنده
-
اختلال هویت تمامیت بدن
-
دماي راسترودهاي · دماي مركزي · دماي پوست · دمای بدن · دمای بدن انسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن