ترجمه "corps" به فارسی
بدن, تن, لاشه بهترین ترجمه های "corps" به فارسی هستند.
corps
noun
masculine
دستور زبان
Partie principale d’un objet [..]
-
بدن
nounensemble des parties d'un organisme vivant [..]
Veuillez découvrir la partie supérieure de votre corps!
لطفا قسمت بالای بدن تان را عریان کنید.
-
تن
nounLa structure physique d'un être humain ou d'un animal.
Son corps a commis ces crimes, c'est vrai.
، تن اون مرتکب اين جنايت ها شده. اين درسته
-
لاشه
noun masculineQue tu avais dû manger le corps.
گفت که تو يه لاشه مي خوردي
-
ترجمه های کمتر
- جسد
- متن
- جسم
- جنازه
- كالبد
- لاش
- لش
- کالبد
- استحکام
- تشریح
- ثبات
- جسم فیزیکی
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- سازگاری
- شخصیت دادن به
- مواد زائد
- نعش
- کالبدشناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corps " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "corps"
عباراتی شبیه به "corps" با ترجمه به فارسی
-
ریل · نرده
-
چربيهاي سبزي · چربیهای گیاهی
-
آلودگي فيزيكي · اجسام خارجی · مواد خارجي
-
میدان شکافنده
-
جرم سماوی
-
مسأله دو جسم
-
هورمونهای جسم زرد
-
سپاه (تقسیمات نظامی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن