ترجمه "corruption" به فارسی
فساد, اختلاس, ارتشا بهترین ترجمه های "corruption" به فارسی هستند.
corruption
noun
feminine
دستور زبان
La destruction de données provoquée par des imperfections logicielles, de stockage, ou du mécanisme de transmission. [..]
-
فساد
noun mfPratique d'un usage illégal ou impropre de son influence ou de son pouvoir.
Ils ne veulent pas se mêler de politique par peur de corruption et cooptation.
می خوان از سیاست دور باشن چون از فساد و همکاری با دولت می ترسن.
-
اختلاس
noun feminine -
ارتشا
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- انحطاط
- بداخلاقی
- تباهی
- تخریب
- تعفن
- جرم
- خرابکاری
- رشوه
- رشوه خواری
- رشوهخواری
- رفتار بزهکارانه
- سواستفاده
- فساد سیاسی
- كلاهبرداري
- مقاطعه
- وحشيگري
- کار چاق کنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corruption " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corruption" با ترجمه به فارسی
-
فساد سیاسی
-
شاخص ادراک فساد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن