ترجمه "cow-boy" به فارسی
کابوی, گاوچران بهترین ترجمه های "cow-boy" به فارسی هستند.
cow-boy
noun
masculine
دستور زبان
-
کابوی
garçon de ferme s'occupant du bétail bovin, au far west
Vous êtes un cow-boy!
تو یه کابوی ای!
-
گاوچران
noun masculineArtillerie, culs-bénits et cow-boys.
همه ي اونا اسلحه ها ، راهبه ها و گاوچران ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cow-boy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cow-boy"
عباراتی شبیه به "cow-boy" با ترجمه به فارسی
-
کلاه گاو چرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن