ترجمه "cowboy" به فارسی
کابوی, گاوچران بهترین ترجمه های "cowboy" به فارسی هستند.
cowboy
noun
masculine
دستور زبان
-
کابوی
noun masculineVoici un cheval qui avait une peur bleue des chapeaux de cowboy noirs.
خوب، این اسبی بود که درحدمرگ از کلاه کابوی مشکی میترسید.
-
گاوچران
noun masculineEt nous avons sans doute besoin, ... d'un cowboy pour être honnête.
و احتمالاً به یک خوب، راستش را بخواهید احتمالاً به یک گاوچران نیاز داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cowboy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cowboy" با ترجمه به فارسی
-
کابوی بیباپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن