ترجمه "cuire" به فارسی
پختن, پخته, بدجلوه دادن بهترین ترجمه های "cuire" به فارسی هستند.
cuire
verb
دستور زبان
Exposer quelque chose à de la chaleur, habituellement de la nourriture.
-
پختن
verb -
پخته
adjective particleRien n'est cuit et rien ne va être cuit.
چيزي پخته نشده و چيزي هم پخته نخواهد شد.
-
بدجلوه دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حاضر کردن
- مهیا کردن
- پنهان شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cuire"
عباراتی شبیه به "cuire" با ترجمه به فارسی
-
آجری · تهرّاکوتّ · سفالینه
-
بخارپز
-
جا افتادن
-
جنگجو
-
لبو
-
کره سیب
-
تند
-
پلانتینها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن