ترجمه "demi" به فارسی
بچه, ماهی میگو, نیم بهترین ترجمه های "demi" به فارسی هستند.
demi
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بچه
nounII a un petit garçon de 1 an et demi.
اون بچه فقط مي خوابيد
-
ماهی میگو
noun -
نیم
noun masculineMon diplôme en arts représentait pour moi les meilleurs neuf ans et demi de ma vie.
بهترین نه سال و نیم زندگیم در گرفتن مدرک دانشگاه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demi" با ترجمه به فارسی
-
نیم قرن
-
نیمخط
-
یک و نیم · یکی و نصف
-
برادر ناتنی · نابرادری
-
خط تیره · سهچهارمخط
-
شمشال
-
ساعت یک و نیم
-
شفق · گرگومیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن