ترجمه "dormi" به فارسی
خوابیدن, غنودن بهترین ترجمه های "dormi" به فارسی هستند.
dormi
verb
masculine
دستور زبان
Se reposer dans un état de conscience décru et de métabolisme réduit.
-
خوابیدن
Verb verbSe reposer dans un état de conscience décru et de métabolisme réduit.
Quand l'adénosine s'accumule, cela augmente le besoin de dormir, connu sous le nom de pression du sommeil.
همزمان با افزایش آدنوزین، گرایش به خوابیدن، که همان فشار خواب است، نیز افزایش میابد.
-
غنودن
verbSe reposer dans un état de conscience décru et de métabolisme réduit.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dormi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dormi" با ترجمه به فارسی
-
شب بخیر
-
زیبای خفته
-
خفتن · خواب رفتن · خواب عمیق · خوابيدن · خوابیدن · در بستر رفتن · رهایی · غنودن
-
زیبای خفته
-
جنگل آسفالت
-
تراورسهای چليپايي · تيرهاي افقي راهآهن · تیرهای زیرساخت
-
خفتن · خواب رفتن · خواب عمیق · خوابيدن · خوابیدن · در بستر رفتن · رهایی · غنودن
-
خفتن · خواب رفتن · خواب عمیق · خوابيدن · خوابیدن · در بستر رفتن · رهایی · غنودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن