ترجمه "dormir" به فارسی

خوابیدن, غنودن, خفتن بهترین ترجمه های "dormir" به فارسی هستند.

dormir verb دستور زبان

Se reposer dans un état inconscient [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوابیدن

    verb

    Se reposer dans un état inconscient [..]

    Tu sais que tu peux dormir ici au lieu du commissariat.

    میدونی که اگه بخوای به جای خوابیدن تو اداره پلیس ، اینجا بمونی

  • غنودن

    verb

    Se reposer dans un état de conscience décru et de métabolisme réduit.

  • خفتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خواب رفتن
    • خواب عمیق
    • خوابيدن
    • در بستر رفتن
    • رهایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dormir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dormir"

عباراتی شبیه به "dormir" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dormir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه