ترجمه "empoisonnant" به فارسی
مسموم, مسموم کننده بهترین ترجمه های "empoisonnant" به فارسی هستند.
empoisonnant
verb
-
مسموم
adjectiveAylee est tombée, mais je pense qu'elle a d'abord été empoisonnée.
ايلي افتاد ، ولي فکر کنم اول مسموم شده بود.
-
مسموم کننده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " empoisonnant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "empoisonnant" با ترجمه به فارسی
-
مسموم کردن سرچشمه
-
زهر · سم · سمی · شرنگ
-
زهر · سم · سمی · شرنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن