ترجمه "empoisonnant" به فارسی

مسموم, مسموم کننده بهترین ترجمه های "empoisonnant" به فارسی هستند.

empoisonnant verb
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسموم

    adjective

    Aylee est tombée, mais je pense qu'elle a d'abord été empoisonnée.

    ايلي افتاد ، ولي فکر کنم اول مسموم شده بود.

  • مسموم کننده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empoisonnant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "empoisonnant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "empoisonnant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه