ترجمه "empoisonner" به فارسی
زهر, سم, سمی بهترین ترجمه های "empoisonner" به فارسی هستند.
empoisonner
verb
دستور زبان
Administrer une substance toxique.
-
زهر
nounUne femme qui souffle des nuages empoisonnés me traite de monstre?
زني که نفس زهر آلود داره ، منو شيطان صدا ميرنه ؟
-
سم
nounIls disent que vous empoisonnez Christian pour le rendre fou.
ميگن که به کريستن سم خورونديد تا ديوونش کنيد
-
سمی
nounLe gaz empoisonné tua presque toutes les plantes qui restaient ainsi que les animaux terrestres.
گاز سمی تقریبا تمام گیاهان و جانوران باقیمانده بر روی زمین را از بین برد
-
شرنگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " empoisonner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "empoisonner" با ترجمه به فارسی
-
مسموم کردن سرچشمه
-
مسموم · مسموم کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن