ترجمه "espion" به فارسی

جاسوس, اپیشه, جاسوس بودن بهترین ترجمه های "espion" به فارسی هستند.

espion noun masculine دستور زبان

Personne qui espionne [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun

    Elle fait jurer aux espions de la garder en vie, elle et sa famille.

    پس آن دو جاسوس را قسم داد که جان او و جان خانوادهاش را حفظ کنند.

  • اپیشه

    noun masculine
  • جاسوس بودن

    verb masculine

    Mais nous ne pouvons exclure la possibilité qu'elle soit une espionne.

    اما نمي تونيم احتمال جاسوس بودن لوکريشا رو رد کنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • جاسوسی کردن
    • پاییدن
    • کوتاه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " espion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "espion"

عباراتی شبیه به "espion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "espion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه