ترجمه "faible" به فارسی
sost, افلیج, بی مایه بهترین ترجمه های "faible" به فارسی هستند.
faible
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Manquant de force ou de capacité. [..]
-
sost
adjective masculine -
افلیج
adjective masculine -
بی مایه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- رقیق
- زودگذر
- ضعف
- ضعیف
- ناتمام
- ناقص
- ناکامل
- نحیف
- نزار
- چلاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faible" با ترجمه به فارسی
-
فقر · گروههای كمدرآمد
-
زراعت كمنهاده · فناوري كمنهاده · کشاورزی کمنهاده
-
اندرکنش ضعیف · نیروی هستهای ضعیف
-
نیروی هستهای ضعیف
-
زراعت كمنهاده · فناوري كمنهاده · کشاورزی کمنهاده
-
زراعت كمنهاده · فناوري كمنهاده · کشاورزی کمنهاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن