ترجمه "faille" به فارسی
گسل, روزنه, مفر بهترین ترجمه های "faille" به فارسی هستند.
faille
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
گسل
شکستگیهایی که سنگهای دو طرف صفحهٔ نسبت به یکدیگر حرکت کرده باشند
Premièrement, pas d'unité de reformage sur une faille géologique.
یک بهسازی را روی یک گسل بنا نکن .
-
روزنه
noun feminineCar nos problèmes sont si importants et vastes qu'il nous faut être ouverts.
روزنه و لنز تفکرغالب چون مشکلات ما آنقدر بزرگ و گستردهاند، که ما باید ذهنمان را باز کنیم.
-
مفر
noun feminine -
کاستی
noun feminineNous pensons que si nous pouvons boucher ces 10 failles,
براین باوریم که اگر قادر باشیم ۱۰ تا از این کاستی ها او بر طرف کنیم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faille " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faille" با ترجمه به فارسی
-
شبهسرو · کامهسیپاریس
-
،اشتباه · اشتباه کرده · اشتباهی · الکی · با ریا · باطل · بدلی · جعل اسناد · جعل هنری · جعل کردن · جعلی · داس · داس دستهبلند · دروغ · دهره · سالوس · سند · سند جعلی · غلط · مجعول · نادرست
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
زنبورهاي عسل نر · زنبورهای نر · سخن یکنواخت
-
پوست
-
راندگی
-
طره
-
مرز دگرگون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن