ترجمه "falloir" به فارسی
احتیاج داشتن, باید بهترین ترجمه های "falloir" به فارسی هستند.
falloir
verb
دستور زبان
-
احتیاج داشتن
verb -
باید
verbTu es assez âgé pour savoir qu'il ne faut pas agir ainsi.
تو آنقدر بزرگ شده ای که بدانی بهتر از آن باید رفتار کنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " falloir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "falloir" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
راندگی
-
مرز دگرگون
-
روزنه · مفر · کاستی · گسل
-
رک · چنانکه شايد وبايد
-
جوجه را آخر پاییز می شمارند
-
نجات سرجوخه رایان
-
روزنه · مفر · کاستی · گسل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن