ترجمه "fermenter" به فارسی
آشفتگی, اضطراب, تخمیر بهترین ترجمه های "fermenter" به فارسی هستند.
fermenter
verb
دستور زبان
être en fermentation
-
آشفتگی
noun -
اضطراب
noun -
تخمیر
nounOn dirait la gnôle en prison, fermentée avec des fruits pourris.
طعمش مثل مشروبای داخل زندانه تخمیر شده توی لاینون زباله همراه با میوه گندیده
-
ترجمه های کمتر
- ترش بودن
- ترش شدن
- جوش
- خروش
- ناآرامی
- ور آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fermenter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fermenter" با ترجمه به فارسی
-
غذاهای تخمیری · كيمچي
-
دوغ
-
شير تخميری · شير ترش · شیر پرورده · مشروبات لاكتيكي
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
-
فراوردههاي پرورده · فراوردههای تخمیری
-
شير تخميری · شير ترش · شیر پرورده · مشروبات لاكتيكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن