ترجمه "fermer" به فارسی
بستن, بدقت, برهم نهادن بهترین ترجمه های "fermer" به فارسی هستند.
fermer
verb
دستور زبان
clore [..]
-
بستن
verbNous n'avons même pas encore compris comment fermer les brèches.
آخه هنوز یه راهی واسه بستن شکاف ها پیدا نکردیم.
-
بدقت
adverb -
برهم نهادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بسته
- بسته شدن
- تعطیل شدن
- تقریبا
- جوش دادن
- رخنه کردن در
- قالب زدن
- مرموز
- نقض کردن
- پایان
- پایان دادن
- پنهان کار
- گنجانیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fermer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fermer" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات کشاورزی · ماشينآلات كشاورزي
-
ذخیرهسازی در مزرعه
-
اجارهنامههای مزرعه
-
خروج از سیستم
-
مزارع دولتی
-
closed-form expression
-
تجهیزات کشاورزی · ماشينآلات كشاورزي
-
بسته · مجموعه بسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن