ترجمه "fessée" به فارسی

سیلی, زدن, ضربت بهترین ترجمه های "fessée" به فارسی هستند.

fessée noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیلی

    noun
  • زدن

    noun feminine

    J'ai donc commencé ce discours en parlant des fesses, tout ça pour dire : marchez et discutez.

    خُب من این راه رفتن و حرف زدن را با موضوع باسن شروع کردم، و با این تمامش میکنم، که راه برو و حرف بزن.

  • ضربت

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • بسیار عظیم
    • خونریزی
    • در کونی
    • لیس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fessée " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fessée" با ترجمه به فارسی

  • سرین · كپل · کپل
  • اساس · قسمت نهایی · پشت
  • اساس · قسمت نهایی · پشت
  • سرین · كپل · کپل
  • سرین · كپل · کپل
  • سرین · كپل · کپل
  • سرین · كپل · کپل
اضافه کردن

ترجمه های "fessée" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه