ترجمه "fesses" به فارسی
اساس, قسمت نهایی, پشت بهترین ترجمه های "fesses" به فارسی هستند.
fesses
noun
verb
feminine
دستور زبان
Partie charnue du corps humain sur laquelle on s'asseoit.
-
اساس
noun f-p -
قسمت نهایی
noun f-p -
پشت
noun f-pAlors reprends toi et pose tes fesses dans cet avion.
پشت سرت بذار و خودتو بذار توي اون هواپيما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fesses " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن