ترجمه "flageller" به فارسی

تازیانه زدن, شلاق, شلاق خوردن بهترین ترجمه های "flageller" به فارسی هستند.

flageller verb دستور زبان

Frapper une personne ou un animal avec un fouet. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازیانه زدن

    verb
  • شلاق

    noun

    Le blogueur saoudien Raif Badawi a été emprisonné et flagellé

    وبلاگنویس عربستانی، رئیف بداوی زندانی شد و به شلاق محکوم شد

  • شلاق خوردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • شکست دادن
    • صابون زدن
    • ضربه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flageller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "flageller" با ترجمه به فارسی

  • اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژک · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا · كينتوپلاستيدا · هيپرماستيژيدا
اضافه کردن

ترجمه های "flageller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه