ترجمه "flagrant" به فارسی
اشکار, انگشت نما, برملا بهترین ترجمه های "flagrant" به فارسی هستند.
flagrant
adjective
masculine
دستور زبان
-
اشکار
adjective -
انگشت نما
adjective -
برملا
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خیره کننده
- دریده
- رسوا
- فاحش
- نمایان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flagrant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن