ترجمه "fondue" به فارسی

فوندو, فندو بهترین ترجمه های "fondue" به فارسی هستند.

fondue noun adjective feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فوندو

    La fondue, ce n'est que du fromage et du pain.

    فوندو همون نون و پنیره ، دوست من

  • فندو

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fondue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fondue"

عباراتی شبیه به "fondue" با ترجمه به فارسی

  • ته · جان کلام · دورنی · سطح پایینی · قوت · مطلب عمده · نکته مهم · پس زمينه · پشت · کامپیوتر رومیزی
  • دونده دو استقامت
  • رویهپاشیهای پایهای
  • th drya · بستر اقيانوس · كف دريا
  • زمينه
  • دیزالو
  • اجاره دادن به
  • صندوق كودكان ملل متحد · صندوق کودکان سازمان ملل · صندوق کودکان ملل متحد
اضافه کردن

ترجمه های "fondue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه