ترجمه "forge" به فارسی
آهن فروشی, آهنگر, آهنگری بهترین ترجمه های "forge" به فارسی هستند.
forge
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
آهن فروشی
noun -
آهنگر
noun feminine -
آهنگری
noun feminineScribe, j'exige que toutes les forges des villes tournent jour et nuit.
و ، کاتب ، می خوام که آهنگری های تمام شهرها و روستاها شبانه روز مشغول کار باشن
-
ترجمه های کمتر
- اختراع کردن
- تاسیس کردن
- تنظیم کردن
- جعل
- درست کردن
- ساختن
- طرح ریزی کردن
- چاپ زدن
- کوره آهنگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forge" با ترجمه به فارسی
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
گلنرده
-
اختراع کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · درست کردن · ساختن · سکه زدن · ضربت زدن · طرح ریزی کردن · چاپ زدن · چکش زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن