ترجمه "forger" به فارسی
اختراع کردن, تاسیس کردن, تنظیم کردن بهترین ترجمه های "forger" به فارسی هستند.
forger
verb
دستور زبان
Façonner un métal par le feu [..]
-
اختراع کردن
verb -
تاسیس کردن
verb -
تنظیم کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- درست کردن
- ساختن
- سکه زدن
- ضربت زدن
- طرح ریزی کردن
- چاپ زدن
- چکش زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forger" با ترجمه به فارسی
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
آهن فروشی · آهنگر · آهنگری · اختراع کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · جعل · درست کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · چاپ زدن · کوره آهنگری
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
-
گلنرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن