ترجمه "fossé" به فارسی
ترانشه, جوی, حفره بهترین ترجمه های "fossé" به فارسی هستند.
fossé
noun
masculine
دستور زبان
fosse creusée pour enfermer, ou pour faire écouler les eaux [..]
-
ترانشه
noun masculine -
جوی
nounstructure linéaire initialement creusée pour drainer, collecter ou faire circuler des eaux
On verse ainsi 12 grandes jarres d’eau sur l’autel, jusqu’à ce que le fossé lui- même s’en trouve rempli.
آنان دوازده خمره آب روی مذبح میریزند، بقدری که جوی دور مذبح پر از آب میشود.
-
حفره
noun masculineJe sais pas si les zones sombres sont des fossés ou des murs.
نميتونم بگم که مناطق تاريک حفره ست يا ديوار
-
ترجمه های کمتر
- شکاف
- فرق بسیار
- قطع
- مادی
- وقفه
- پرتگاه عظیم
- چال
- گودال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fossé " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fossé"
عباراتی شبیه به "fossé" با ترجمه به فارسی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
پاکیزهسازی نهر آب
-
سیلوهای خندقی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
سيستمهاي آبياري · شبکههای آبیاری · نظامهای آبیاری
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن