ترجمه "fosse" به فارسی

گودالها, چاله, چاه مستراح بهترین ترجمه های "fosse" به فارسی هستند.

fosse noun feminine دستور زبان

Cavité dans le sol, le plus souvent artificielle. ''(Sens général).'' [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گودالها

    Apparement c'est au fond de ces fosses que se situent les régions actives, et de là que le matériau s'évapore dans l'espace.

    ظاهراً در پائین این گودالها مناطق فعال هستند، جایی که مواد به فضا متصاعد می شوند.

  • چاله

    noun feminine

    Notre pauvre chien Jigs avait glissé et était tombé dans la fosse.

    طفلک سگمان جیگز سُر خورد و افتاد توی چاله.

  • چاه مستراح

    noun feminine

    qui doivent parfois descendre au fond des fosses

    تا هر از چند گاهی برن داخل چاه مستراح

  • ترجمه های کمتر

    • گودال
    • گودالهاي ذخيرهسازي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fosse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fosse"

عباراتی شبیه به "fosse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fosse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه