ترجمه "fourmilier" به فارسی
اسلوتها, بيدندانيان, توبوليدنتاتا بهترین ترجمه های "fourmilier" به فارسی هستند.
fourmilier
noun
masculine
دستور زبان
Mammifère du sous-ordre Vermilingua ayant un museau allongé et se nourrissant essentiellement de fourmis et de termites.
-
اسلوتها
noun masculine -
بيدندانيان
noun masculine -
توبوليدنتاتا
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جفتسمان
- خرطومداران
- خرگوشسانان
- فلسپوشيدگان
- كولوگوها
- لمورهاي پرنده
- مورچهخواران
- مونوترماتا
- پرنده ئ مورچه خوار
- پستانداران
- پوستباليان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fourmilier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fourmilier
-
مورچهخوار
C'est un fourmilier géant.
این یک مورچهخوار عظیمالجثه است.
تصاویر با "fourmilier"
عباراتی شبیه به "fourmilier" با ترجمه به فارسی
-
آشیان مور · لانه مورچه
-
آشیان مور · لانه مورچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن