ترجمه "fourmi" به فارسی
مورچه, مور, مورچهها بهترین ترجمه های "fourmi" به فارسی هستند.
fourmi
noun
feminine
دستور زبان
Insecte [..]
-
مورچه
nounInsecte|1 [..]
Sysko fait un travail de fourmi.
سیسکو مانند مورچه ها کار می کند.
-
مور
noun -
مورچهها
nounSysko fait un travail de fourmi.
سیسکو مانند مورچه ها کار می کند.
-
ترجمه های کمتر
- moirb
- كارگرها
- مورچگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fourmi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fourmi"
عباراتی شبیه به "fourmi" با ترجمه به فارسی
-
ایزوپترا · جوربالان · جوربالیان · موريانهها · مورچههاي سفيد
-
مورچه
-
مورچه
-
مورچه
-
مورچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن