ترجمه "Fourchette" به فارسی
چنگال, چنگال, شاخه بستن بهترین ترجمه های "Fourchette" به فارسی هستند.
Fourchette
-
چنگال
nounUne fourchette est tombée de la table.
یک چنگال از میز افتاد!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fourchette " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fourchette
noun
feminine
دستور زبان
Ustensile de table [..]
-
چنگال
nouncouvert de table ou ustensile de cuisine [..]
Une fourchette est tombée de la table.
یک چنگال از میز افتاد!
-
شاخه بستن
verb feminine -
شاخه دادن
verb feminine
-
ترجمه های کمتر
- شاخه شاخه شدن
- منشعب شدن
تصاویر با "Fourchette"
عباراتی شبیه به "Fourchette" با ترجمه به فارسی
-
قاشچنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن