ترجمه "francs" به فارسی

فرانک, فرانکها بهترین ترجمه های "francs" به فارسی هستند.

francs noun adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرانک

    proper

    A chaque fois que vous annoncez que vous avez obtenu pile, vous êtes payé cinq francs.

    به ازای هربار که اعلام می کنید پرتاب شما«خط» آمده است، پنج فرانک میگیرید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " francs " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Francs noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرانکها

عباراتی شبیه به "francs" با ترجمه به فارسی

  • فازئولوس لوناتوس · فازئولوس ليمانسيس · لوبياهاي كاري · لوبياهاي ماداگاسكار · لوبياي برمه
  • ضربه آزاد مستقیم
  • فراماسونری
  • فرانش کونت
  • اجازه عبور دادن · بی محابا · بی پرده · حق انتخاب · حق مخصوص · رک · رک و راست · رک گو · ساندویچ سوسیس · سرراست · سوسیس · صاف وساده · فرانک · مصون ساختن · نیرومند · پرحرف
  • فراماسون · وابسته به فراماسون
  • منطقه آزاد بازرگانی
  • فراماسونری
اضافه کردن

ترجمه های "francs" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه